|
فهرست
بعضی از اصطلاحات فنی
ACGIH: كنفرانس امریكایی متخصصین بهداشت صنعتی دولتی-این سازمان خطوط
راهنما و توصیههایی را بر روی محدودیتهای موجود در خصوص قرار گرفتن
در معرض تماس با مواد شیمیایی گوناگون چاپ و منتشر میكند.
Air Slip Forming: فرآیند شكلدهی از طریق لغزش هوا- یك فرآیند شكلدهی
حرارتی است كه در طی آن از فشار هوا برای تشكیل یك حباب استفاده
شدهاست و سپس از خلاء برای شكلدهی پلاستیكها در برابر قالب استفاده
میشود.
ََAlignment Pins: میلههای راهنما یا میلههای همراستا كننده- وسایلی
كه انطباق كامل یا همراستاسازی صحیح حفره را همانطور كه قالب بسته
میشود، تأمین میكنند.
Allowances: نوسانات ابعادی مجاز- ایجاد تفاوتهای ابعادی تعمدی و
آگاهانه در ابعاد دو قطعه.
Alternating Copolymer: كوپلیمر متناوب- نوعی كوپلیمر كه در ساختار
شیمیایی آن، دو نوع منومر به طور یك در میان در طول زنجیر پلیمری تكرار
شدهاند.
Annealing: انیل كردن (حرارت دادن) - فرآیندی كه در آن ماده در درجه
حرارتی نزدیك به نقطۀ ذوب ولی در زیر آن برای مدتی نگهداشته میشود تا
تنش درونی بهوجود آمده در اثر عملیات فرآیندی بدون تغییر و انحراف در
شكل قطعۀ نهایی رها گردد.
Antistatic: ضد تجمع بارهای ساكن- افزودنی كه بارهای ساكن را بر روی
سطح پلاستیك كاهش میدهد.
Apparent
density: دانسیته ظاهری- جرم واحد حجم یك ماده كه در محاسبۀ
آن فضاهای خالی ذاتی موجود در ماده در نظر گرفته میشود.
Backbone: چهار چوب یا اسكلت- زنجیر اصلی یك مولكول پلاستیكی.
Biaxial blow
molding: قالبگیری بادی دو محوری- یك فرآیند قالبگیری
بادی كه مادۀ اكسترد شده را در دو جهت میكشد.
Blowing agents: عوامل بادكننده- نوعا، عوامل بادكننده مواد شیمیایی
هستند كه تجزیه میشوند تا حبابهای كوچك نیتروژن یا كربن دیاكسید را
در پلاستیكهای مذاب ایجاد كنند. این فرآیند انواع گوناگون فومها را
تولید میكند.
Calendering: كلندر كردن- فرآیند شكلدهی یك ورقۀ پیوسته از طریق فشردن
ماده در میان دو یا چند غلتك موازی برای بخشیدن پرداخت نهایی مطلوب به
قطعه یا اطمینان از یكنواختی ضخامت آن.
Centrifugal casting: ریختهگری سانتریفوژی- فرآیندی كه بدان وسیله
نوعا لولهها و تیوپهای بزرگ تولید میشود.
Chain growth polymerization: پلیمریزاسیونرشد زنجیر- نوعی از فرآیند
پلیمریزاسیون كه در آن زنجیرها از آغاز تاپایان و رسیدن به مرحلۀ
تكمیل تقریبا به طور آنی و فوری رشد میكنند.
Condensation polymerization: پلیمریزاسیون تراكمی- نوعی فرآیند
پلیمریزاسیون كه از طریق انجام یك واكنش شیمیایی به وقوع میپیوند و طی
این واكنش محصول جانبی نیز تولید میشود.
Crazing: تركدار شدن- تركهای كوچكی كه در امتداد خطوط تنش از طریق
برش حلال (Solvent cutting) به وجود میآیند.
Crystallization: بلوری شدن- فرآیند یا حالتی فیزیكی در ساختار مولكولی
برخی از پلاستیكها كه بریكنواختی و فشردگی زنجیرهای مولكولی تشكیل
دهندۀ پلیمر دلالت میكند. معمولا به تشكیل كریستالهای جامد دارای یك
شكل هندسی معین اطلاق میگردد.
Curing agents: عوامل پخت كننده- مواد شیمیایی كه موجب میشوند تا در
میان زنجیرهای پلیمری پلاستیكهای گرماسخت یا ترموست، اتصالات عرضی
تشكیل شوند و یا آنها پخت گردند، عوامل پخت گفته میشود.
Cyanoacrylate: سیانواكریلات- نوعی چسب ترموپلاستیكی كه برپایۀ
اكریلیكها ساخته شدهاست.
Damping: میرایی یا جذب ارتعاش- تغییرات در خواص كه در نتیجه شرایط
بارگذاری دینامیكی (ارتعاشات) نتیجه میشود. میرایش مكانیزمی رابرای
اتلاف انرژیبدون افزایش درجه حرارت اضافی فراهم میسازد و از شكست
شكنندۀ زودرس جلوگیری میكند و در كارائی خستگی اهمیت دارد.
Dry offset: مركب پس دادن یا افست خشك- یك روش چاپ كه در آن از جوهر
خمیری استفاده میشود.
Ebonite: ابونیت- شكل سخت و شكنندای از لاستیك وولكانیزه شده كه درصد
بالایی گوگرد دارد.
Elutriation: الوتریاسیون- فرآیندی كه در طی آن مواد آلودهكننده و
ذرات نرم از جویباری از مواد پلاستیكی خرد شده به وسیلۀ خروجیهای
كنترل شده جداسازی میشوند.
Fatigue strength: استحكام یا مقاومت در برابر خستگی- بالاترین تنش
چرخهای را یك ماده میتواند تحمل كند، قبل از اینكه شكست اتفاق بیفتد.
Feed: عمق فرورفتگی- فاصلهای را كه ابزار برش در هر چرخش به درون قطعه
كار فرو میرود.
Fixture: گیره نگهدارنده یا فیكسچر- یك وسیلۀ به كار رفته برای نگهداری
قطعه كار در حین فرآیند نمودن یا ساخت و تولید.
Flame retardant: به تأخیر اندازهای شعله- مادهای كه توانایی یك
پلاستیك را برای پشتیبانی از احتراق و سوختن كاهش میدهد.
Flash: پلیسه- پلاستیكهای اضافی متصل شده به قالب را در امتداد خط
تقسیم كننده گویند. بایستی این زوائد پلاستیكی اضافی زدوده شود تا یك
پرداخت از قطعه نهایی به دست آید.
Galalith: گالالیت- یك پلاستیك ساخته شده از طریق سخت كردن كازئین با
فرمآلدئید.
Heat-transfer printing: چاپاز طریق انتقال حرارت- یك روش چاپ كه شبیه
به استامپ زدن یا نقشزنی فویل داغ میباشد.
Homopolymer: هموپلیمر- پلیمر متشكل از منومرهای یكسان.
Hot-leaf stamping: نقشزنی ورقۀ داغ- عملیات تزئین كردن برای
نشانهگذاری پلاستیكها كه در آن یك ورقه یا رنگ فلزی با دایهای فلزی
حرارت داده شده برروی سطح پلاستیك استامپ شدهاست. كامپاندهای جوهری را
نیز میتوان مورد استفاده قرار داد.
Hydraulics: هیدرولیك- شاخهای از علم كه با مایعات و سیالات در حال
حركت، انتقال، كنترل، جریان انرژی از طریق مایعات سروكار دارد.
Impact strength: استحكام در برابر ضربه- توانایی یك ماده برای تحمل
شوك ناشی از بارگذاری.
Insertion bonding: پیوند الحاقی- استفاده از امواج فراصوت یا
اولتراسونیك برای قرار دادن اتصالات فلزی در درون پلاستیكها.
Isotope: ایزوتوپ- گروهی از اتمها یا نوكلیدها كه دارای عدد اتمی
یكسان ولی جرم اتمی متفاوت میباشند.
Jig: جیگ- وسیلهای برای هدایت صحیح و قرار دادن ابزارها برروی.
Kerf: كرف- شكاف یا بریدگی ایجاد شده از طریق یك اره یا ابزار برش.
Mandrel: ماندرل- شكل قالبی كه دور آن الیاف پیچیده شده و ساختارهای
كامپوزیتی پالترود شده شكلدهی میشوند.
MSDS) Material Safety Data Sheet): برگۀ دادههای مربوط به ایمنی
مواد- منبع اطلاعات دربارۀ خطرات سلامتی كه از طریق مواد شیمیایی صنعتی
ایجاد شدهاست.
MSW) Municipal Solid Waste): یا ضایعات یا تلفات جامد شهری؛ این
اصطلاح برای توصیف زبالهها و مواد اتلافی كه از خانهها یا كارخانجات
و صنایع جمعآوری شدهاند مورد استفاده قرار میگیرد. MSW را به درون
مكانهایی برای دفن كردن هدایت میكنند مگر انكه برنامههای بازیافت
مواد مفید را از زبالهها و مسیرها یا جویبارهای اتلافی خارج سازند.
Parison: پاریسون- لولۀ پلاستیكی توخالی كه از آن یك قطعه یا محصول
بصورت بادی قالبگیری شدهاست.
Parting
lines: خطوط تقسیم كننده یا جدا كننده- به علائم یا نشانههای
روی قالب یا فلز ریختهگری شده در جایی كه دو نیمۀ قالب در حین بسته
شدن به یكدیگر میرسند، گویند.
Phenolic: فنولیك- یك رزین سنتتیك كه از طریق تراكم یك الكلآروماتیك
بایك آلدئید بویژه فنل با فرمآلدئید تهیه و تولید شدهاست.
Plasma
treating: عملیات پلاسمایی- قرار دادن پلاستیكها در معرض تخلیۀ
الكتریكی در یك محفظۀ بسته تحت خلاء.
Pneumatics: پنیوماتیك- دستگاههایی كه از طریق هوای كمپرس شده یا
فشرده شده، فعال شده و كار میكنند.
Polymerization: پلیمریزاسیون- فرآیند رشد مولكولهای بزرگ از
مولكولهای كوچكتر.
Pulforming: پالفورمینگ- شكل اصلاح شده و تغییر یافتۀ پالتروژن، در
پالفورمینگ از قالبها برای شكلدهی شكلهایی با "سطح مقطعهای عرضی
گوناگون" استفاده میشود.
|