|
(Bauhaus)
باهاوس
باهاوس
(BAUHAUS)
در سال
1919 والتر
گروپیوس (1969-1883) به
عنوان رئیس موسسه باهاوس در ویمر
که پایتخت بود برگزیده شد. باهاوس
به معنای خانه ای برای ساختن است.
آلمان
در جنگ شکست بدی خورده بود و در قرارداد ورسای تحقیر شده
بود، اقتصاد در حال سقوط بود و اوباش در خیابان ریخته
بودند و خواهان آغاز یک انقلاب به سبک شوروی بودند. در این
شرایط گروپیوس به عنوان رئیس
کاری شورای هنر، خواهان این بود که تمام هنرها را در زیر
مجموعه یک سبک معماری بزرگ گردآورد.
سبک معماری
باهاوس دارای خصوصیات زیر می باشد:
1- این معماری جدید برای طبقۀ کارگر ایجاد شده بود.
2- این معماری جدید هر چیز مرتبط به اشرافیت را ترد
می کند.
3- این معماری جدید به اصول کلاسیک معماری غربی باز
می گردد.
مکتب باهاوس خود
را وقف مرام اشتراکی آرمانی کرده بود. اکسپرسیونیزم را
بعنوان نوعی کموئیزم و نیز ماکسیزم برگزیده بود.وعقیده
اینکه هنر یک شبه مذهب است، عقیده ای غالب بود. علاوه بر
مکتب باهاوس سایر مکاتب معماری (آینده نگر، سازنده، عمق
گرا) برای رسیدن به خالصترین دید با یکدیگر رقابت می
کردند.
ساختمان ها تبدیل
به فرضیه های ساخته شده به شکل بتون، آهن، چوب، گچ و یا
شیشه شدند.
یک ساختمان
میبایستی سقف صاف داشته باشد و نمای آن ساده باشد، بدون
انحنا یا پیش آمدگی بام.
از آنجائی که رنگ ،
اشرافی تلفی می شد: ساختمان ها سفید، خاکستری، کرم و یا
مشکی بودند.
در سال 1924
ساختن انبوه منازل مهمترین موضوع اجتماعی آلمان دوران
ویمر بوده است. تا سال 1932
هیچ کشوری دیگری به اندازه آلمان برای کارگرانش خانه
نساخته بود. اکثر خانه های کارگران بوسیلۀ پول مالیات
ساخته شده بود. از آنجائیکه بیشتر ساختمان ها تابع سبک
باهاوس بودند. نتیجۀ آن یک سیستم منطقی اجتماعی در خانه
سازی با پلان های کف باز، دیوارهای سفید، مبلمان های
کاربردی بدون پرده بود.
هر چند کارگران
این منازل جدید را دوست نداشتند، ولیکن سلیقۀ معماران به
سلیقۀ کارگران ارجهیت داشت و معتقد بودند، کارگر به گونه
ای آموزش ببیند که قدر منزل جدید خود را بداند. برای مثال:
گروپیوس برای کارگران
کارخانه ای در برلین، آپارتمان هایی طراحی کرد که سقفی به
ارتفاع هفت پا داشتند و اشرافی تلقی می شد.
اگر یک کلیسا
مکان مقدسی در دوره های مذهبی بود، منازل کارگران مکانی
مقدسی برای نظام جدید سوسیالیستی تلقی می شد. بعد از جنگ
جهانی دوم کارگران به سمت حومۀ شهر روانه شدند. البته بجز
جنوب شهر که در همان حال قبلی باقی ماند.
در سال 1955
میزویاماساکی، پروژه را به
سبک باهاوس طراحی کرد. ساختمان های بلند ساخته شده از
فولاد،شیشه و بتون که توسط فضاهای سبز از هم جدا می شدند.
در هر طبقه بر اساس پیشنهاد لی کوربوزیه، یک راه روی
پوشیده وجود داشت.
در سال 1972 این
طراح شکست خورد و این تجربۀچند میلیون دلار بوسیلۀ یک
دینامیت منفجر شد. اثر گذارترین نقش مکتب باهاوس در طراحی
عملی می باشد.
این نظریه که
طراحی یک کتری برای اولین
بار مشکل تر از نقاشی کردن یک عکس برای دومین بار، درست می
باشد و این فلسفه کمک شایانی در توجیه کار طراحان مدرن
بود.
خلاصه ای از بیانیه
باهاوس:
معماری هدف نهایی
تمام فعالیت های خلاقه انسانی است. تکمیل و زیبا سازی
معماری در گذشته وظیفه اصلی هنرهای تجسمی بود.
این هنر جزء
لاینفک معماری هستند و هر چند که هر کدام زندگی مستقلی
دارند ولی استقلالی که بدون تشریک مساعی جمیع کسانی که
حرفه هنری دارند ادامه نخواهد داشت.
معماران، نقاش
ها، مجسمه سازان بایستی از نو خاصیت های جامع معماری را در
یابند. زیرا که فقط در این صورت می توانند صفات بخصوص
معماری را که با پیدایش هنر مجلسی
از بین رفته است احیا کنند.
مدارس هنری
نتوانسته اند این هماهنگی را ایجاد کنند و بعلاوه اگر
بپذیریم که هنر آموختنی نیست پس چطور بایستی به این کار
توفیق یابند؟ این مدارس باید بصورت کارگاه در آیند و
دنیایی در آن اشخاص یا فقط طراح هستند یا هنرمند باید
تبدیل به دنیای جامع معماری شوند.
معماران، مجسمه
سازان ، طراحان، نقاشان ماهمگی باید بسوی حرفه بازگردیم.
"هنر
خالص" وجود ندارد و هنرمند فقط یک صنعتگر الهام
یافته است.
هر هنرمند باید
بالاجبار از تکنیک آگاهی داشته باشد، چرا که تکنیک سرچشمه
تفکرات خلاقه انسان است. پس بیایید تا صنف جدیدی بوجود
آوریم، صنفی که در آن اختلافات قشری سدی از خود خواهی ها
بین صنعتگر و هنر مند نکشیده باشد. همگی با هم معماری
جدیدی را بخواهیم، تصور کنیم و بیافرینیم. ساختمان آینده
را که در آن نقاشی، مجسمه سازی و معماری پیکر واحدی است و
دست میلیون ها کارگر، چون نشانه بلورین از ایمان تازه ای
که در حال پیشروی است به سوی آسمان بر خواهد افراشت.
هنر
و توده های مردم بایستی عنصر واحدی باشند. هنر دیگر
نباید از امتیازات یک گروه خاص باشد بلکه بایستی منبع
سعادت برای زندگی همه مردم باشد. ایجاد محیط تمدن جدید یک
ضرورت برای همه ملت ها است و
هنر و فن یک مجموعۀ تازه
هستند. هدف باهاوس ادغام همه هنرها در یک مجموعه است.
هدف باهاوس ایجاد
هنر در قرن بیستم بود با این شعار که "هنر
و فن" یک واحد جدید زندگی است. آموزش در باهاوس
شامل طراحی تشریحی، معماری، مجسمه سازی، تئاتر، نقاشی
دیواری، شیشه رنگین سازی، عکاسی، فلز کاری، دکوراسیون،
تبلیغات، ریستدگی بوده و اصولا مدرسه باهاوس در هر یک از
این رشته ها تاثیر انکار ناپذیری بردنیای امروزی داشه است.
باهاوس نه تنها
یک مدرسه آموزش هنر و صنعت بوده بلکه یک کارگاه عظیم
آفریننده هنر و عرضه کننده هنر و صنعت و در بسیاری از
زمینه ها پیشرو و مبتکر و بطور خلاصه و کلی "باهاوس یک
مکتب بود با یک فلسفه خاص".
سرچشمۀ باهاوس:
ریشه های تاریخی
باهاوس به قرن 19 مربوط می شود. آنها اولین بار در
انگلستان و سپس در
آلمان با غارت نتایج انقلاب
صنعتی برای شرایط زندگی و محصولات تولیدی صنعتگران شروع
کردند. افزایش صنعتی شدن بازسازی اجتماعی و محروم نگه
داشتن بخش وسیعی در جامعه گردید.
در قرن 19
انگلستان گل سرسبد رهبری صنعتی ملت در اروپا شد.
در جهان نمایشگاه
هایی مرتبا بر پا می شد از سال 1851 به بعد پیشنهاد
شد که هر ملتی که بخواهد می تواند آخرین تکنولژی و دستاورد
های خود را به نمایش گذارد و انگلستان بدون
بحث قهرمانی خود را در این زمینه در قرن 19 باقی گذاشت.
آکادمی هنر در برلین رو به بهبود بود و کارهای خصوصی
کوچکتر در تمام آلمان توسعه یافت که در زمینۀ ساخت وسایل
خانگی و مبلمان داخلی بود در حالیکه انگلیسی ها تولید این
وسایل را از طریق ماشین آلات رد کردند و آلمان با آغوش
گشاده از آن استقبال کرد.
در قرن 19 آلمان
در این زمینه از انگلیس پشی گرفت و موقعیت جدید خود را
تازمان جنگ جهانی اول در سال 1914
بدست آورد.
ترکیب اقتصاد و
نظریه های فرهنگی در 1907
منجربه این شد که در مونیخ آلمان مجمعی تشکیل شود که در آن
همکاری شدید هنر پیشه های مختلف بود که هدف آنها همکاری
هنر و صنعت به کمک تحصیلات و تبلیغات مختلف بود. کیفیت کار
یکی از اهداف مهم این مجمع به شمار می آمد و تلاش آن برای
حفظ موقعیت آلمان به عنوان یک قدرت صنعتی اصلی بود در این
مجمع کمپانی ها، هنرمندان را برای طراحی ابزار به کار می
گرفتند ؛به عنوان مثال می توان کارخانۀ بیسکویت سارلی را
نام برد.
بعد
از جنگ جهانی اول، ورک بوند
و جاجنداستیل که دو هنرمند
بودند بطور همزمان تلاشی برای همکاری متقابل هنر و ماشین
انجام دادند.
|